حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 153

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

وارد جلگه‌هاى بين النّهرين گرديد و تا نزديكى حرّان ( كارّه ) « 1 » پيشرفت در اينجا ناگهان قشون سورنا پيدا شد و سردار ايرانى حيله‌اى به كار برد توضيح آنكه براى اغفال رومىها قسمتى از سواره نظام ايرانرا پنهان نمود و اسلحه قسمت ديگر را با روپوش‌هاى پوستى بپوشاند كراسّوس چون سواره نظام ايرانرا از حيث عدّه كم و از جهت اسلحه ناتوان ديد پنداشت كه فتح خيلي آسان بدست خواهد آمد و قبل از اينكه بقشون خود براى رفع خستگى و عطش فرصت دهد جنگ را شروع كرد لژيونهاى رومى به طرف دشمن حركت كردند كه اوّل زوبينهاى خود را به كار برده بعد با شمشير جنگ تن به تن نمايند صفوف مزبوره مركّب بود از سربازان ورزيده كه تنگ بهم چسبيده بودند همين كه صفوف رومى به حركت آمد صداى طبل از سپاه ايران برآمد و سواره هاى ايرانى كه پنهان شده بودند از هرطرف جمع شده و لباس روئى را گنده شروع بجنگ نمودند تيرهاى روميها بسواره نظام ايران كارگر نبود زيرا پارتىها از جهة مهارتى كه در تيراندازى داشتند از دور جنگ ميكردند بعد كه پياده نظام رومى نزديك شد سواره نظام پارتى اسلوب جنگ گريز را به كار برد يعنى قدرى جنگ كرده و بعد از هرطرف فرار نموده قيقاج تير انداخت تا آنكه روميها را به جاهاى بىآب و علف كشانيد پس از آن از هرطرف برگشته حمله به لژيونهاى رومى كرد و تلفات زياد به آنها وارد نمود در اين احوال فابيوس « 2 » پسر كراسّوس كه زيردست بزرگترين سردار روم يوليوس سزار در مملكت گل « 3 » ( فرانسه امروزى ) فنون جنگى را آموخته بود با هزار و چهار صد نفر سوار دررسيد و بكمك كراسّوس شتافت ولي سواره نظام گل با وجود رشادت غريبى كه ابراز كرد

--> ( 1 ) - CARRHAE حرّان در بين النّهرين در ميان ادس [ اورفا ] و راس العين واقع بود و از زمان قديم مركز صابئين محسوب ميشد اين شهر در عهد قديم بواسطه موقع تجارتى و فضلاء و دانشمندان بسيار كه بوجود آورده بود اهميّت زياد داشت اكنون قريه‌اى بيش نيست ( 2 ) - FABIUS ( 3 ) - GAULE